close
تبلیغات در اینترنت
۩۞۩ پورتال نشست ها ۩۞۩

۩۞۩ پورتال نشست ها ۩۞۩
سامانه آموزش، تحقیقات و توسعه سازمان مردم نهاد عصر دانش و آگاهی

سامانه مجازی


میانبرهای درگاه مرکزی


.::لینک های سازمانی::.
انجمن
.::لینک های سازمانی::.
جوایز

.::لینک های سازمانی::.

دانلود سنتر

.::لینک های سازمانی::.
کارآفرینی
.::لینک های سازمانی::.
محصولات

.::لینک های سازمانی::.

رایگان

.::لینک های سازمانی::.
افتخارات
.::لینک های سازمانی::.
مستقیم



اصول برنامه‌ریزی برای موفقیت در سال جدید

اصول برنامه‌ریزی برای موفقیت در سال جدید

اولین قدم برای استفاده بهینه از فرصت‌ها و اوقات زندگی، داشتن یک برنامه کارآمد و صحیح است؛ و در حالی که تنها ۱۵ روز از سال جدید گذشته، آشنایی با اصول برنامه ریزی کلی و اساسی برای رسیدن به زندگی موفق ضروری به نظر می‌رسد. محسن رجبی، کار‌شناس و مشاور خانواده، در این باره می‌گوید: من به جای اینکه بگویم امیدوارم سال خوبی داشته باشید، می‌گویم که امیدوارم سال خوبی برای خودتان بسازید. او همچنین نکاتی را درباره شیوه‌های بهتر برنامه ریزی برای ساختن سالی سرشار از موفقیت ارائه می‌کند که می‌توانید در ادامه مطلب بخوانید.

جام جم سرا: برای رسیدن به موفقیت باید با اصول برنامه ریزی و آسیب شناسی‌های آن آشنا شد:

برنامه ریزی فقط مکتوب: قبل از هر گامی برای داشتن یک برنامه منظم، لازم است بدانید که یک برنامه موفق، برنامه‌ای است که نوشته شود. آمار‌ها و پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تعداد بسیار کمی از افراد برنامه‌‌هایشان را روی کاغذ ثبت می‌کنند. افراد می‌توانند برای برنامه ریزی‌های مکتوبشان از یک سالنامه استفاده کنند و برای هر روزشان برنامه‌ای تنظیم کنند.

تعیین هدف: اولین قدم برای نوشتن یک برنامه موفق، دانستن این نکته است که هدف‌ها ۲ نوع است. اهداف هر انسانی شامل هدف‌های کلی و هدف‌های جزئی است. هدف‌های کلی مثل بالا بردن سطح اطلاعات عمومی، تصمیم به بهتر زندگی کردن و هدف‌های جزئی هم می‌تواند موفقیت در یک رشته خاص یا کم کردن ۵ کیلو از وزن و... باشد. برای یک برنامه ریزی موفق، افراد باید هر دو این هدف‌ها را برای خودشان مشخص کنند و برای هر کدام برنامه ریزی جداگانه‌ای داشته باشند.

تبیین هدف: تبیین به معنای مشخص کردن چرایی و چگونگی رسیدن به هدف است. برای رسیدن به هدف دلیل انتخاب آن و همچنین چگونگی اجرای آن باید بررسی شود، این مسئله از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که تبیین هدف مهم‌تر از تعیین آن است وقتی فرد چرایی کاری را پذیرفته باشد با چگونگی اجرای آن کنار خواهد آمد. مثلا اگر فردی تصمیم بگیرد که سطح مطالعاتش را بالا ببرد، باید دلیل آن را برای خودش مشخص کند تا احتمال موفقیتش بیشتر شود.

تشخیص نیاز‌ها و خواست‌ها: برای داشتن یک برنامه ریزی موفق باید به ملزومات اجرای آن برنامه و امکانات مورد نیاز هم توجه شود. اگر ملزومات اجرای یک برنامه در دسترس نباشد، انجام برنامه دشوار و گاهی غیر ممکن خواهد شد.

تعیین زمان لازم: برای انجام هرچه بهتر برنامه‌ها و تحقق اهداف، افراد باید حتما یک فرصتی را در نظر بگیرند تا مشخص شود که چند روز در هفته یا ماه را برای رسیدن به هدف‌‌هایشان باید اختصاص دهند. افراد معمولا در تعیین هدف و حتی تبیین آن مشکلی ندارند ولی چون تعیین زمان کافی برای رسیدن به هدفشان را به درستی در نظر نمی‌گیرند، به موفقیت نمی‌رسند.

داشتن برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدت: برای هر برنامه ریزی موفقی باید ۲ برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت انجام شود. وقتی فرد برنامه بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشد، با رسیدن به اهداف کوتاه مدت، تقویت روحی و برای رسیدن به اهداف بلند مدت انگیزه‌اش بیشتر می‌شود. برای مثال اگر فردی می‌خواهد برنامه ریزی کند که در سال جدید ۵ کیلو از وزنش کم کند، این یک هدف بلند مدت است. حالا اگر این شخص تصمیم بگیرد که در ماه اول یک کیلو کم کند و به نتیجه برسد، شانس اینکه بتواند وزنش را به میزان ایده آل کاهش دهد، بسیار زیاد‌تر می‌شود.

طبقه بندی اهداف بر اساس اولویت: هدف‌ها باید بر اساس اضطرار و اهمیتشان طبقه بندی شوند. بنابراین اگر به هر دلیلی قسمتی از برنامه ریزی انجام شود، افراد مطمئن هستند که برنامه‌های اصلیشان با موفقیت انجام شده است. کارهای ضروری کارهایی است که اگر انجام نشود، ضرری به آینده فرد می‌رسد.

تناسب با توانمندی: برنامه باید در حد توان افراد باشد و از حد تعادل و توان خارج نباشد وگرنه افراد نمی‌توانند برنامه را به پایان برسانند.

تقویت روحیه انعطاف پذیری: افراد باید روحیه انعطاف پذیری را در خودشان تقویت کنند. البته هر فردی باید تمام تلاشش را بکند که کار‌هایش را طبق برنامه ریزی انجام دهد ولی باید به این نکته هم توجه کند که گاهی ممکن است اتفاقاتی بیفتد که پیش‌بینی نشده است و کنترل آن‌ها در دست او نیست. در نتیجه باید همیشه، آمادگی تغییر در برنامه را داشته باشد و از ایجاد تغییر در برنامه ریزی، نا‌امید و ناراحت نشود.

بازخورد گرفتن از برنامه: بعد از اینکه مدتی از اجرای برنامه گذشت، باید با ارزیابی فعالیت‌های خودمان ببینیم که چقدر به هدفمان نزدیک شده‌ایم. این باز خورد گرفتن و بررسی برنامه باعث می‌شود که ضعف‌های برنامه‌مان زود‌تر مشخص شود.

آسیب‌شناسی برنامه‌ها

در ادامه با چند آفت که بیشتر برنامه ریزی‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد، آشنا خواهید شد.

* نداشتن پشتکار: یکی از مسائلی که باعث می‌شود برنامه‌ریزی‌ها به سرانجام مورد نظر نرسد، نداشتن تلاش کافی و پشتکار است. افراد نباید به صرف داشتن برنامه، توقع موفقیت داشته باشند.
هرچند که داشتن یک برنامه مناسب، اولین گام برای موفقیت است ولی تلاش و پشتکار هم لازمه آن است. توصیه من به افرادی که برنامه ریزی اصولی انجام دادند، کار، کار و کار است.
* زود ناامید شدن: ممکن است افراد در روزهای اولیه به خاطر میزان دسترسی پایین به هدف‌‌هایشان، دست از ادامه آن بردارند. در روزهای ابتدایی برنامه به کندی پیش می‌رود ولی باید توجه داشت که افراد به مرور زمان به برنامه عادت می‌کنند. افراد به هیچ وجه نباید فراموش کنند که سخت‌ترین گام برای رسیدن به موفقیت، گام اول یا‌‌ همان روزهای ابتدایی عمل به برنامه است. افراد به جای اینکه در این مرحله ناامید شوند باید به بررسی برنامه‌شان بپردازند تا راه حل‌های بهتری برای اجرای آن پیدا کنند.
* سازگار نشدن با برنامه: انسان به خاطر کمبود وقت، هیچ‌گاه نخواهد توانست به همه خواسته‌هایش برسد، بنابراین بی‌تردید لازمه رسیدن به موفقیت چشم پوشی از بعضی تفریحات است. پس افراد اگر نتوانند خودشان را با چنین شرایطی سازگار کنند، موفقیت از آن‌ها دور خواهد شد. اینکه افراد بخواهند بیش از اندازه به تفریحاتشان هم بپردازند و به موفقیت هم برسند، خیالی واهی است. در پایان اگر افراد باز هم در عمل به برنامه ریزی‌هایشان دچار مشکل شدند و اصلا متوجه شدند که برنامه ریزی‌‌هایشان ایراد اساسی دارد، باید به یاد داشته باشند که با بازنگری می‌توانند در برنامه ریزیشان تغییراتی ایجاد کنند تا به موفقیت برسند. |خراسان

صلح و توسعه اجتماعی

صلح و توسعه اجتماعی!

  • مقدمه:

 طوریکه واضح است در هر جامعه ای که امنیت و آرامش وجود نداشته باشد نمیتوانیم خط السیر مشخص توسعه را در آنجا بدرستی ترسیم نماییم؛ زیرا در چنین جامعه ای تمام بنیاد های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن  ناپایدار است. به همین جهت در این مقاله سعی بر آن شده است که بتوانیم مفهوم صلح را بر اساس شاخص های اجتماعی توسعه که از جانب جامعه شناسان و اندیشمندان ارائه شده است بررسی و در اخیر راه حل های پیشنهادی را بر اساس دریافت این تحقیق بیان نمایم.

مفاهیم بنیادی: مفاهیم اساسی در این تحقیق عبارت اند از صلح، توسعه و همچنان توسعه اجتماعی که به ترتیب مورد بررسی قرار می گیرد:

مفهوم صلح:

در طول تاریخ از صلح معنا ها و برداشت های مختلف ارائه  شده است ، چنانچه  در ادبیات قدیم پارسی صلح هم‌معنای لغت آشتی و به معنای مقابل حرب و جنگ آمده است.[1]

در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته و با تفکرهای شرق آسیایی و بعدها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کرده‌اند آمیخته شده است در این مفهوم صلح شرایطی آرام، بی‌دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز است. صلح یک آرمان جهانی تلقی می‌شود. صلح یک مفهوم مطلق نیست و می‌تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین ترتیب از جنبه‌های مختلفی می‌توان صلح را مطالعه کرد.

کریشنامورتی  نظام صلح را وضعیتی می‌داند که در آن تمام مناقشات و مسائل حل شده‌اند و هر نوع واکنش به جنگ را زمینه‌ای برای مناقشات بعدی می‌داند. در تفکر کریشنامورتی ما بخشی از دنیا هستیم و برخورد با مسئله به عنوان مشکلی در بیرون از وجود ما اشتباه است. بنا بر این باید در درون خود نیز احساس صلح را بوجود آوریم تا بتوانیم خویشتن را با جهانی که میخوا هیم  مرتبط  سازیم و به آسانی گفتگو و تفاهم نماییم تا با تمام جهان و دنیای بیرون از خود صلح داشته باشیم. و این سخن برجسته وی نشان آمادگی برای صلح است که :  دنیا تو هستی و دنیا از تو جدا نیست. دنیا با تمام مشکلاتش از پاسخهای تو شکل یافته است، بنابر این راه حل در ایجاد مشکلات تازه نیست .

توسعه اجتماعی :

توسعه يكی  از مفاهيم اساسي در جامعه شناسي و تمامي علوم اجتماعي است كه وجوه گوناگون آن را می توان از زواياي متفاوت بررسي کرد.

توسعه یك مفهوم چند بعدي است و بعنوان پيشوند در سياست ، اقتصاد، فرهنگ،و اجتماع بگونه توسعه اقتصادي، توسعه سياسي، توسعه فرهنگي و توسعه اجتماعي بكارمی رود.

  اگر توسعه را در یک بعد خلاصه کنیم و ابعاد دیگر را عاطل بگذاریم و هیچ توجهی نداشته باشیم یقینا مفهوم توسعه ناقص و نا تمام می ماند و توازن اساسی جامعه به هم می خورد .

یکی از جامعه شناسان بنام پیتر دونالد سن در تعریف توسعه می گوید : توسعه بوجود آوردن تغیرات اساسی در ساخت اجتماعی ، گرایش ها و نهاد ها برای تحقق کامل هدف های جامعه است.[2] با توجه به این تعریف می توانیم در یابیم که تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی برای تحقق اهداف یک جامعه بدون صلح و امنیت امکان پذیر نیست زیرا نا امنی و وحشت در هر زمانی زیر بنای فرهنگی یک جامعه را از حالت تعادل به حالت ناهنجار می کشاند و توسعه اجتماعی به عنوان یکی از زیر ساخت های اجتماعی بی اساس خواهد ماند.

اگر توسعه را دربعد اجتماعی آن به کار بریم بیشتر بار ارزشی پیدا می کند، که  اين ارزش ناشي از بهبود وضعيت و زندگي اجتماعي يك جامعه مي باشد، و بنابر چنين انديشه آنچه براي بهبود وضعيت و زندگي اجتماعي يك جامعه باشد و در جامعه رفاهي را بوجود آورد و يا از نگاه روحي براي جامعه مفيد باشد بار ارزشي دارد.  بنأ لازم میدانم تا شاخص های توسعه اجتماعی را درینجا بررسی نماییم .

شاخص های توسعه اجتماعی:

توسعه اجتماعي يكي از ابعاد اصلي پروسه توسعه و بيانگر سيستم اجتماعي در راستاي دستيابي به عدالت اجتماعي ايجاد يكپارچگي و انسجام اجتماعي افزايش كيفيت زندگي و ارتقاء كيفيت انسان‌ها مي‌باشد. [3]

 از طريق عدالت اجتماعي انتظار مي‌رود كه فاصله طبقاتي ، تبعيض و استثمار در جامعه به حداقل برسد و توزيع درآمد سرمايه و قدرت به گونه‌اي مناسب‌تر انجام گيرد. شكاف بين فقير و غني ، شهر و روستا و مرد و زن از ميان برود و از نقطه نظر جغرافيايي نيز عدم تعادل‌هاي بين منطقه‌اي و درون منطقه‌اي به حداقل برسد.  بنأ در چنین وضعیتی خشونت به حد اقل می رسد و زمینه انکشاف استعداد ها فراهم می شود ، همچنان افراد جامعه در آرامش خاطر می توانند برنامه های پیشرفت را دنبال نمایند و کیفیت زندگی انسان ها  در جامعه  افزایش یابد.

شاخص های توسعه اجتماعی می تواند بسیار متنوع  باشد ولی از آنجاییکه موضوع و حدود مقاله ما در مورد صلح و توسعه اجتماعی می باشد  تلاش بر آن شده بیشتر به شاخص توسعه اجتماعی بپردازیم.

بصورت عموم توسعه اجتماعی دارایی شاخص های زیل است:

·        عدالت در همه ابعاد زندگی

·        نبود مشکلات بهداشتی و درمانی میان تمام مناطق و گروهها

·        نبود مشکلات آموزشی و تربیتی

·        داشتن امنیت کامل در جامعه

·        کیفیت افراد و استعداد های انسانی  

بنأ با توجه به این شاخصها می توانیم جایگاه صلح را درتوسعه اجتماعی مشخص سازیم.

صلح و توسعه اجتماعی

با توجه به تعاریفی که از صلح و توسعه اجتماعی  ارائه دادیم می توانیم ارتباط ونقش صلح را در توسعه اجتماعی مشخص نمایم . طوریکه معلوم است صلح و توسعه بدون همدیگر معنایی درستی نمی تواند داشته باشد زیرا توسعه  یک رابطه ناگسستنی با صلح و امنیت دارد. توسعه در زمانی که احساس امنیت نداشته باشیم نیروی امید به زندگی را از ما میگیرد وما را از انجام امور توسعوی باز میدارد که لازم است  چند تا  شاخص های آنرا درینجا بررسی نمایم:

1 عدالت در همه ابعاد زندگی

عدالت یکی ازاصول مهم صلح است که میتواند در زمینه توسعه اجتماعی موثر باشد؛ زیرا در جامعه که عدالت نباشد  نمی توان انتظار صلح را داشت و مطابق  "اصل اول: صلح پایدار جهانی بدون عدالت و عدالت بدون صلح پایدار جهانی قابل تحقق نیست"[4]

بنا نمی توان از کسی صلح خواست در صورتی که بی عدالتی را در حق آنها روا داشته ایم و توسعه که در چنین زمینه ای بوجود آید نمی تواند توسعه پایدار و دوامدار باشد و بقول شبستری نمی توان از فلسطینی ها صلح خواست مگر اینکه عدالت را در مورد آنها به صورت اساسی به اجرا در آوریم. بنأ عدالت و توسعه دو امر لازم و ملزوم هم اند. پس لازم است برای توسعه در کشور به امنیت توجه نماییم.زیرا يکي از زمينه‌هاي مهم و اساسي تامين امنيت، برقراري و گسترش عدالت اجتماعي در کشور است. اصولاً امنيت واقعي همزاد عدالت بوده و بدون عدالت هرگز نمي توان به امنيت مطلوب دست يافت. عامل بسياري از بحران‌ها، جنگ‌ها و ناامني‌هاي گذشته و حال کشور در بي‌عدالتي‌ها و تبعيض‌هاي مذهبي، قومي، زباني و منطقه‌اي نهفته است. "[5]

2- نبود مشکلات آموزشی و تربیتی : که بدون آرامش و امنیت خاطر نمی توان زمینه های بهتر آموزش و پرورش را بوجود آورد  و همچنان بدون آرامش وصلح روند توسعه نیز بطی خواهد ماند؛ در جامعه که امنیت و جود ندارد  و مکاتب سوختانده می شود چه انتظاری برای بهتر شدن زمینه های  آموزشی و تربیتی داشته باشیم.  همچنان ما نباید تنها به سنت های گذشته در زمینه آموزشی و تربیتی اتکا نماییم.

  " فلسفه تربیت در عصر حاضر ساختن برای آینده است، نه تقلید از گذشته. امروز ما باید فرزندان خود را تربیت كنیم برای اینكه در آینده انسانی‌تر و با مشكلات كمتر زندگی كنند. معنای تربیت این نیست كه ببینیم پدران ما در گذشته ما را براساس چه سنت‌هایی تربیت می‌كردند و حالا ما هم فرزندان خود را آنگونه تربیت كنیم. ما باید چشمان فرزندان خود را به آینده باز كنیم تا فرزندانمان نگاه مثبت به همه انسان‌های دنیا داشته باشند، نه اینكه بریده از انسان‌های دیگر و فقط در كنار هم‌كیشان خود باشند. متاسفانه ما فرزندان خود را برای زندگی در جهان تربیت نمی‌كنیم، بلكه برای زندگی در كشور خود تربیت می‌كنیم و آن هم در دایره محدودی از فرهنگ‌هایی كه در كشور وجود دارد. باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت كنیم كه سعه صدر داشته باشند. این‌گونه دل‌های انسان‌ها به هم نزدیك می‌شود. ما باید فرزندان خود را به‌گونه‌ای تربیت كنیم كه توانایی این را داشته باشند كه در هر شرایطی و در هر جای جهان درست تصمیم بگیرند."[6]

بنأ در جامعه که نظام تعلیمی و تربیتی بر اساس صلح صورت نگیرد ما نه تنها زمینه توسعه را فراهم نکرده ایم بلکه براساس آن شکاف های اجتماعی را برجسته تر و زمینه توسعه را کم رنگ تر ساخته ایم. در افغانستان با وجود تلاش های در زمینه معارف باز هم نتوانسته ایم زمینه درست توسعه را فراهم آوریم زیرا در قدم اول تمامی افراد این کشور تا کنون زمینه حق تحصیل را ندارند و از جانب زورمندان در بعضی نواحی تهدید می شود و یا مکاتب توسط گروهی به آتش کشیده می شود که زمینه آموزش و پرورش را که یکی از شاخص مهم توسعه است تحت شعاع خود قرار داده است.

3- داشتن امنیت کامل در جامعه: داشتن امنیت کامل یکی از الزامات صلح است و افراد یک جامعه بدون احساس امنیت نمی تواند مسیر توسعه را بدرستی بپیمایند. انسانها بدون داشتن امنیت کامل به هیچ کاری جسورانه اقدام نمی نمایند و به همین لحاظ به نتیجه کار شان هم اطمینان ندارند. در کشور ما در هیچ زمینه ای نمی توانیم امنیت را بصورت درست و اساسی شان احساس نماییم؛ چنانچه ما در زمینه ترانسپورت و حمل و نقل وسایل صحی و آموزشی و حتی برای برگشت به خانه های خویش مشکل داریم .

طوریکه مشخص است   آموزش و پرورش که به عنوان  یکی از اصول اساسی توسعه در جهان معاصر در نظر گرفته شده است، اما فقدان امنيت باعث شده است که اين حق نيز مانند بسياري از حقوق ديگر مورد استيفاده  قرار نگيرد. منع دختران و زنان از تحصيل، اختطاف دختران دانش آموز، تهديد معلمين و آتش زدن مدارس مخصوصاً مدارس دخترانه تنها بخشي از آثار ناامني حاکم بر کشور مي‌باشد.

در اين باره نيز به ذکر يک گزارش اکتفا مي‌کنيم: «در ولسوالي اندر غزني، ليسه علي هجويري چند ماه قبل از طرف مخالفين دولت حريق شد. به ليسه اناث قره باغ چند مرتبه اخطار داده شد که آن را ببندند. سال گذشته ليسه(دبيرستان) جهان ملکه دو بار آتش زده شد و يکبار بر روي دختران تيزاب پاشيدند که 18 دختر از آن متضرر گرديدند» [7]

 که چنین مواردی   سد راه توسعه و بخصوص توسعه اجتماعی در کشور شده است.

4- کیفیت افراد و استعداد های انسانی

کیفیت افراد و استعداد های انسانی نیز یکی از شاخصه های مهم توسعه بشمار می رود  که پرورش چنین استعداد های دریک جامعه نیاز به یک بستر مناسب و امنی دارد.

با قبول به این نکته که خود انسان موضوع محوری در روند توسعه محسوب می‌شود و در نتیجه، سیاست‌های توسعه‌ای باید به گونه‌ای تنظیم شوند که انسان‌ها مشارکت کننده و بهره‌منداصلی توسعه باشند به همین لحاظ زمینه های که بتواند مشارکت  انسانها را تضمین نماید و استعداد های انسانی را انکشاف نماید  از عوامل توسعه بشمار می آید که به نظر می رسد که صلح و امنیت یکی از عوامل برجسته توسعه  در کشوری مانند افغانستان باشد.

افرادی که در ذهنش خشونت و تعصب موج می زند نمی تواند در زهنش جایی برای تعاون و همکاری با  دیگران بیابد و یا در انکشاف استعداد ذهنی خویش بپردازد. لذا توسعه استعداد های افراد انسانی نیاز به فضای دارد که در آن افراد احساس آرامش نمایند و زمینه را بوجود آورد که تمام افراد انسانی بطور همسان فرصت انکشاف استعداد هایشان را داشته باشند، نه اینکه برای رسیدن به آرامش فردی خویش به دیگران آسیب برسانند.

با توجه به شاخص های صلح و توسعه که درینجا ذکر نمودیم  دریافتیم که صلح لازمه توسعه و بخصوص توسعه اجتماعی است.

راه حل ها در زمینه صلح و توسعه اجتماعی در کشور

افغانستان کشوری است که فراز و نشیب ها ی گوناگون را گذرانده است و همین قسمی در هر برهه از تاریخ شان نا امنی و بی ثباتی از گوشه و کنار آن سر برآورده و به روند توسعه و انکشاف در این کشور آسیب رسانده است.درینجا لازم میدانم که به چند راه حل که برای برقراری صلح و تحکیم توسعه در کشور کمک می کند یاد آور شویم:

پذیرفتن صلح به عنوان یک اصل : به این معنی که همه حق دارند که در صلح و صمیمیت زندگی نمایند و این حق خدا دادی و طبیعی هرشخص می باشد و نباید این حق را از کسی سلب کرد.

- خلع سلاح عمومی و تحویل به دولت : تا هیچ کسی برای تهدید دیگران از زور و خشونت کار نگیرد و برای رسیدن به اهدافش به مذاکره و تفاهم توجه نمایند.

- برقراری عدالت اجتماعی : به این معنی که زمینه انکشاف استعداد های هر فرد در هرگوشه و کنار کشور بدون تعصب و بدبینی فراهم شود و در برابر کسانی که چنین حق را از دیگران میگیرند و یا سد راه آنان می شود مطابق قانون و بخصوص مطابق قانون حقوق بشرقانونی برخورد گردد.

- تلاش حد اکثر برای حل معضلات از طریق مذاکره و تفاهم : این مطلب بدان جهت اساسی است که بر خلاف برداشت های که قبلا وجود داشت که باید از طریق توسل به زور می توان مشکلات ها را بر طرف کرد، با توجه به توسعه کشور های دیگر می توان مذاکره و تفاهم را برای حل مشکلات در نظر گرفت، زیرا این مذاکرات از یک طرف کم هزینه است و از طرف دیگر احترام به اصل انسان و حقوق اساسی شان می باشد که از لحاظ اخلاقی نیز این موضوع حائز اهمیت است.

و همچنین برقراری زمینه آموزشی و بهداشتی برای تمامی افراد جامعه تا بتواند با آرامش خاطر مسیر زندگی خویش را کشف و زمینه تعالی فکری خویش را بیابد. 

 آنتونی رابینز روانشناس و عارف برجسته آمریکایی موفقیت و خوشبختی واقعی را در کیفیت بالای روابط اجتماعی و حسن تعامل با انسانها می داند؛ اگر انسان امنیت کامل نداشته باشد نمی تواند در روابط اجتماعی خویش موفق باشد. مطابق  ماده هفتم حق توسعه  " کلیه‌ی دولت‌ها باید ایجاد، حفظ و تقویت صلح و امنیت جهانی را ترویج کرده و بدین منظورتمام تلاش خود را در دستیابی به خلع سلاح عمومی و کامل، تحت کنترل موثر بین‌المللی انجام دهند و اطمینان حاصل کنند که به ویژه، در کشورهای درحال توسعه، منابع بدست آمده ناشی از اقدامات خلع سلاح به توسعه‌ی جامعه اختصاص یابد..."[8] تا بتوان براساس آن صلح و توسعه را تبیین کرد و حس تعاون و همدردی را میان انسان ها ایجاد کرد.

نتیجه

با توجه به مفهوم صلح و توسعه اجتماعی که یاد آور شدیم ، زمینه اساسی توسعه اجتماعی صلح می باشد و صلح همچون بستری است که بدون آن تمامی بنیاد های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیاسی کشور در نوسان ناپایدار قرار دارد. در چنین شرایطی  باید هرلحظه انتظار فرو پاشی و اضمحلال یک کشور و جامعه را کشید.

در جامعه که صلح و ثبات حاکم نباشد توسعه آن نیز نا پایدارو کم دوام است؛ پیشرفت های که در بعضی از سطوح و مواردی مشاهده می شود  اولا نا پایدار است و ثانیا این پیشرفت ها  به قیمت  ویرانی و ازبین رفتن ساحت های دیگر همین جامعه اعمار و باز سازی شده است. ثالثا این پیشرفت اساسا یک پیشرفت نا متوازن است که کینه و تعصب را روز به روز گسترش می دهد و امنیت عمومی را در کشورو جامعه به خطر می اندازد. بنأ با توجه به شاخص های توسعه اجتماعی که قبلا ذکر نمودیم مکررأ یاد آور می شویم که  توسعه بدون صلح یک توسعه کم دوام و نا پایدار است و نمی شود خواهان عدالت در جامعه شد و از صلح سخن نگفت ویا همین قسمی از صلح یاد آور شد و ابعاد مختلف توسعه را نا دیده انگاشت؛ زیرا صلح و آرامش در یک برداشت توسعه را با خود دارد و زیستن در محیط صلح بدون در نظر داشت توسعه در آن خود یک نوع بی امنیتی و بی ثباتی است.                    

 

توسعه فرهنگی و سیاست فرهنگی

توسعه فرهنگی و سیاست فرهنگی

سیاست فرهنگی از جمله مفاهیم تازه ای است که در کشوره ای جهان در چند دهه اخیر به آن توجه شده است؛ با توجه به اینکه فرهنگ به عنوان یکی از زمینه های اصلی توسعه و پی بردن به امکان مدیریت فرهنگی برای تغییر در عناصر فرهنگی ودست یابی به اهداف از پیش تعیین شده، بستر مناسبی را برای شکل گیری مفهوم سیاست فرهنگی به وجود آورده است، می توان گفت که اصطلاح سیاست فرهنگی شامل همان ارزش ها و اصولی است که، افراد جامعه را در مسائل فرهنگی هدایت و راهنمایی می کند. هدف سیاست فرهنگی پیشرفت و پویایی نوین و نظام مند جامعه است.

 

 

سیاست فرهنگی مرتبط با توسعه فرهنگی در دو بُعد قابل بررسی است، ...

ادامه مطلب

توسعه فرهنگي در آموزه هاي قرآني

 توسعه فرهنگي در آموزه هاي قرآني

توسعه فرهنگي در آموزه هاي قرآني

 

توسعه فرهنگي را مدخل و مقدم بر همه توسعه هاي ديگر دانسته اند. چنانچه توسعه فرهنگي به خوبي انجام شود ساير ابعاد توسعه نيز مجال و زمينه بروز و ظهور پيدا كرده و جامعه به سوي رشد و كمال رهسپار مي شود.
نويسنده مقاله حاضر سعي كرده است به شاخصه هاي توسعه فرهنگي و آموزه هاي قرآن در اين خصوص نگاهي اجمالي داشته باشد. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:
مفهوم و رويكردهاي توسعه فرهنگي

مفهوم توسعه فرهنگي (Cultural development) براي نخستين بار در كنفرانس بين المللي سياست هاي فرهنگي (Policies International Conference on Cultural) كه توسط يونسكو در سال 1970 در ونيز ترتيب يافت، مطرح شد. توسعه به معناي گسترش كمي و كيفي در اين جا معناي «توسعه انساني» را مدنظر مي گيرد. نگرش هاي گوناگوني به اين موضوع در قالب مدل هاي كمي و كيفي توسعه وجود دارد. يك نوع نگرش به توسعه فرهنگي كه برپايه مدل هاي كاملا كمي ارائه شده است آن را نتيجه رشد اقتصادي مي داند و در واكنش به اين ديدگاه، نگرش ديگري آن را در قالب نيازهاي مرتبط با كيفيت در مسير رشد يا زندگي تبيين مي كند.

موضوعات قابل طرح در توسعه فرهنگي

امروزه بحث درباره فرهنگ برپايه تمدن، شيوه هاي زندگي و رفتار صورت مي گيرد و

ادامه مطلب

توسعه فرهنگی چیست؟

توسعه فرهنگی چیست؟


تا مدت‌ها توسعه مقوله‌ای صرفا اقتصادی تلقی می‌شد و کشورهای مختلف، از جمله ایران، تنها از این جنبه به آن توجه می‌کردند. به عبارتی، پیشرفت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و.... یگانه ملاک توسعه هر جامعه قلمداد می‌شد و تصور غالب این بود که می‌توان به مدد الگوهای مختلف توسعه مانند رشد تکنولوژی، انباشت ثروت، مشارکت مردم و مواردی از این قبیل به اهداف یک جامعه توسعه یافته نائل آمد. در دوره‌ای از تاریخ کشورما نیز، این مسئله به خوبی نمایان است. در دوران موسوم به سازندگی، منتقدان ایراد می‌گرفتند که چرا دولت وقت، توسعه اقتصادی را بر توسعه سیاسی برتری داده؟ در دوران اصلاحات هم، دسته دیگری از منتقدان ارجحیت توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی را مورد نقد قرار می‌دادند. اما این وسط «فرهنگ» و «توسعه فرهنگی» حلقه گمشده توسعه کشورمان بود. فرهنگ به عنوان گنجینه‌ای از دستاوردهای مادی و معنوی بشری که باور‌ها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و هنجارهای مورد قبول یک جامعه را در طول تاریخ به وجود آورده است، نوع رفتار مردم آنجامعه را مشخص می‌کند. بدیهی است که نمی‌توان بدون اعتنا به این مقوله بسیار مهم بدنبال ایجاد تغییراتی در ابعاد مختلف جامعه بود، چرا که

ادامه مطلب